صاحب عدل
صاحب عدل
غم مخور ای دل شوریده که غمخوار آید
صاحب عدل و عدالت به سر کار آید
گرچه این دوره وفا را نخریدند نترس
صبر کن ای دل من تا که خریدار آید
گره از مشکل مردم بگشا مرد عمل
تا ببینی که امام تو به دیدار آید
به عمل کار بر آید به سخنرانی نیست
هر چه بی رنج و تلاش است مرا عار آید
جمعه ها از پس هم می گذرد سرد و غریب
از خداوند بخواهیم که این بار آید
داود رزاقی راد

ارسال نظر
نظرات کاربران