شعر مشهور مولوی
پربازدید

شعر مشهور مولوی

کویر افلاک
پربازدید

کویر افلاک

یا فاطمه الزهرا
پربازدید

یا فاطمه الزهرا

وفادار
پربازدید

وفادار

مرحم جان
پربازدید

مرحم جان

شب اخر
پربازدید

شب اخر

سیمرغ
پربازدید

سیمرغ

اشعار عرفانی و مذهبی و اجتماعی

شعر مشهور مولوی

 

روزها فکر من این است و همه شب سخنم
 
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
 
از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود
 
به کجا می روم ؟ آخر ننمایی وطنم
 
مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا
 
یا چه بود است مراد وی از این ساختنم
 
جان که از عالم علوی است یقین می دانم
 
رخت خود باز بر آنم که همان جا فکنم
 
مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
 
دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم
 
ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست
 
به هوای سر کویش پر و بالی بزنم
 
کیست در گوش که او می شنود آوازم
 
یا کدام است سخن می نهد اندر دهنم
 
کیست در دیده که از دیده برون می نگرد
 
یا چه جان است نگویی که منش پیرهنم
 
تا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی
 
یکدم آرام نگیرم نفسی دم نزنم
 
می وصلم بچشان تا در زندان ابد
 
از سر عربده مستانه به هم درشکنم
 
من به خود نامدم این جا که به خود باز روم
 
آن که آورد مرا باز برد در وطنم
 
تو مپندار که من شعر به خود می گویم
 
تا که هشیارم و بیدار یکی دم نزنم
 
شمس تبریز اگر روی به من بنمایی
 
والله این قالب مردار به هم در شکنم
 
 
 
 
 

چهارشنبه 18 اردیبهشت 1392 2142 بازدید 0 نظر

ارسال نظر

نظرات کاربران

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید