نوشته شده توسط : داود رزاقی راد

دوباره سفره ی اشک است و فیض ماه خودم

دوباره نیمه شبی و بساط آه خودم

کسی به جز تو خبردار نیست از حالم

میان محکمه آرم که را گواه خودم ؟

چه ظلم ها که نکردم به خود در این دنیا

چه چوب ها که نخوردم من از نگاه خودم

حیا نکردم و دنبال معصیت رفتم

شدم من عبد فراری و دل بخواه خودم

چه صبر داری و خسته نمی شوی از من

خودم که خسته ام از این همه گناه خودم

میان قبر بگویم حسین و گریه کنم

دلم خوش است به این اشک گاه گاه خودم

 

 

 




:: بازدید از این مطلب : 443
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 26 مرداد 1392 | نظرات (4)
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

[Comment_Avator]
صوفیا در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
عالی

[Comment_Avator]
یک تنها در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
اللهم عجل لولیک الفرج

آمین

[Comment_Avator]
سیده مهرانا در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
ای کاش در کنار حرم، صبح جمعه ای



تو بر حسین گریه کنی، ما برای تو





اللهم عجل لولیک الفرج

[Comment_Avator]
زهرا علی لو در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
عالیییییییییییییی


data-aos="flip-right"
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران