شعر مشهور مولوی
پربازدید

شعر مشهور مولوی

کویر افلاک
پربازدید

کویر افلاک

یا فاطمه الزهرا
پربازدید

یا فاطمه الزهرا

وفادار
پربازدید

وفادار

مرحم جان
پربازدید

مرحم جان

شب اخر
پربازدید

شب اخر

سیمرغ
پربازدید

سیمرغ

اشعار عرفانی و مذهبی و اجتماعی

تو بر حسین گریه کنی ما برای تو

لال است آن زبان که نگوید ثنای تو

کور است دیده ای که ببیند سوای تو

رحمت به روح “صائب” شیرین سخن که گفت:

«عالم پر است از تو و خالی است جای تو»

از آن سری، که پای گذاری به چشم ما

ای چشم جبرئیل امین! جای پای تو

هر شب، دلم مسافر سرداب سامره است

همچون کبوتری که پرد در هوای تو

شب های جمعه ناحیه خوانند انبیا

در صحن سیّدالشّهدا با صدای تو

ای کاش در کنار حرم، صبح جمعه ای

تو بر حسین گریه کنی، ما برای تو

 

پنج‌شنبه 20 تیر 1392 766 بازدید 0 نظر

با شما یک سفر کرب و بلا مانده هنوز

در نبودت زدلم صدق وصفا کم کم رفت

مِهرت اما به دلم، شکر خدا مانده هنوز

می شود دیدن روی تو نصیبم، یا،نه؟

دل من بین همین خوف ورجاءمانده هنوز

به همان ناله ی بین در و دیوار قسم

مادرت چشم براهت بخدا مانده هنوز

دلتان خون شده ،اما چکنم ،مجبورم!

دختری درعقب قافله جا مانده هنوز

هر چه که خواسته ام، داده ای ارباب،ولی

با شما یک سفر کرب وبلا مانده هنوز

 

 - میلاد سماواتی,صبا ناظری,قلی قلی پور,رهرو ,مهسا امیری,ذكر شیرین ,کویر افلاک,سیّد سجّاد عَبدِ پروردگار,حاج منصور ,آزاده  سربدار,مسعود پیرو سید علی ,سعید قلی پور,

 

پنج‌شنبه 20 تیر 1392 1136 بازدید 0 نظر

........

 - بهرام شیرزاد,مـحــمـد  ـ,کویر افلاک,محمد  محب رهبری,نیلوفر ,پری حسینی,دختر  روستا,رها فدایی امام زمان و رهبر,رافا ,حضرت ماه ,محمد ,بهاء بی بها ,منتظر دوازدهمین پیشوا,گلی ,شاهد ضیا,مصطفی همسایه امام رضا ,مصطفی مهدوی,عاطفه دکتر ولایی,بنیامین هاشمی,آزاده مُحِـــب بانـــوﮮ یـــآس,

پنج‌شنبه 20 تیر 1392 764 بازدید 0 نظر

...

 

 -  پاسخگوی قرآنی,سید  تنها,محمد ,هدی هادوی,شاهد ضیا,کیا ,حاج منصور ,آرسام  کیان,حضرت ماه ,زهرا بیت الاحزان,رزا     ,رها فدایی امام زمان و رهبر,سمیه دختر آفتاب,کویر افلاک,یاس  سپید,بنیامین هاشمی,نرگس ,لطفعلی لطیفی,گلی ,فاطمه 000,

پنج‌شنبه 20 تیر 1392 669 بازدید 0 نظر

من توبه کرده ام

با سنگ هر گناه پرم را شكسته ام

آه ای خدا ، خودم كمرم را شكسته ام

نه راه پیش مانده برایم نه راه پس

پلهای امن پشت سرم را شكسته ام

من دانه دانه اشك خودم را فروختم

نرخ طلایی گهرم را شكسته ام

دیگر مرا نشان خودم هم نمی دهند

آیینه های دور و برم را شكسته ام

دنیا شكست خورده تر از من ندیده است

حالا به سنگ خورده ، سرم را شكسته ام

آرام كن مرا و در آغوش خود بگیر

حالا كه بغض شعله ورم را شكسته ام

راهم بده به باغهای شجرهای طیبه

من توبه كرده ام ، تبرم را شكسته ام....

 

 

 

 

پنج‌شنبه 20 تیر 1392 605 بازدید 1 نظر

post


الهی


توانگری را به دیدنخانه

خوانده ای، ودرویشان را به

دیدار خداوندخانه؛

آنان سنگ و گل دارند،

اینان جان و دل ؛

آنان سرگرم در صورتند

و اینان محو درمعنا ؛

خوشا آن توانگری که درویش است!

 

پنج‌شنبه 20 تیر 1392 550 بازدید 0 نظر

گفتم که از فراقت عمریست بی قرارم

 

گفتم که از فراغت عمریست بی قرارم

گفت از فـــراق یاران من نیز بی قرارم

گفتم به جز شما من فریاد رس ندارم

گفتا به غیر شیعه من نیز کس ندارم

گفتم که یاوررانت مظلوم هر دیــارند

گفتا مرا ببینند مظلــــــــــوم روزگارم


گفتم به شــــیعیانت آیا پیـــــام داری

گفتا که گفته ام من هر دم در انتظارم

گفتم که ای امامم از ما چرا نهانــــــی

گفتا به چشم محرم همواره آشکارم

گفتم به چشم انوار آیا که پا گـــذاری

گفتا که شستشو ده شایدکه پا گذارم
 
 

شنبه 04 خرداد 1392 976 بازدید 0 نظر

اعتکاف

شولایی از نور بر شانه ‏ات می‏اندازی

و دست در دست عاشقان طریق،

در حلقه مشتاقان به سماعی ازلی دست می‏گشایی.

پایکوبی می‏کنی در فضایی که از هر زاویه‏ اش،

عطر خاص ‏ترین دقایق هستی جاری‏ست.

دست افشانی می‏کنی

در لحظاتی که هیچ کس را بدان راه نیست.

شعله روشن کرده ‏ای با دستان نیازی

که به درگاه خداوند دراز کرده ‏ای.

در فضای قرب بال گشوده‏ اند؛ آزاد و رها.

با فکر رسیدن به معبود در ذهن،

تو را همراه خویش بالا می‏برند.


دستان نیازت طلب می‏کند

نازی را که خداوند بر عاشقان خویش عنایت کرده است.

و تو همراه دیگر عاشقان حلقه شوق،

چشم بر الطاف الهی دوخته،

بر لب جاری می‏کنی ذکر سبزی را

که جز تقاضای قرب الی الله نیست.

تو خدا را می‏خوانی تا خداوند نیز تو را بخواند

و در آغوش لطفش جای دهد تو را

«ادعونی استجب لکم»

و تو می‏خوانی خدای خویش را.

و تو صدا می‏زنی خالق زمین و زمان را.

و تو طلب می‏کنی لطف بی‏کران پدید آورنده آفرینش را.

و تو بازگو می‏کنی نیاز ازلی خود را به خداوندت،

به معبودت؛ به او که لایق ستایش است

و سزاوار تمجید، به او که کریم است و رحیم،

به او که بزرگوار است و ستّار.

تو با دیگر عاشقان حلقه شوق در روزهایی سبز،

در روزهایی که معتکف حرم عشق یار شده‏ اید،

خدای را می‏جوئید.

این روزها را غنیمت می‏دانید و به اعتکاف می‏نشینید

روزهای سپاسگزاری از خالق خویش را.

تو به جمعی می‏روی که در عین کثرت، اوج وحدت است.

سه روز با خودت خلوت می‏کنی

تا در خدا غرق بشوی و در تفکری عمیق به سر ببری؛

تفکر در ذات الهی.

این روزهای بلند مرتبه را قدر می‏دانی؛

روزهایی که به عطر دل‏انگیز روزه داری تو و همراهانت

آغشته است و با مُهر سبز تبسم،

روزه‏ هایتان رنگ و بویی خاص می‏گیرد،

روزهایی که نمازهایت آنقدر به خدا نزدیک می‏شوند

که صدای لبیک را به گوش خویش به وضوح می‏شنوی،

روزهایی که تو را خوانده ‏اند

به خلوتی برای تفکر در معنای حقیقی شوق،

وصل و عشق....
 

 

 

شنبه 04 خرداد 1392 628 بازدید 0 نظر

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید