نوشته شده توسط : داود رزاقی راد

سوره عشق

دیگر آن عشق جوانی پیر شد

ای دل غافل چه آسان دیر شد

ای مسیحا دم لب خندان بیار

قلب من از غصه و غم سیر شد

نقش عالم رنگ تاریکی گرفت

عشق و ایمان طعمه ی تزویر شد

آنچه فانی هست روزی می رود

از چه نالم این چنین تقدیر شد

در دل انسان نمی گنجد دو مهر

سوره ی عشق این چنین تعبیر شد

بارالها این غم هجران بس است

مژده ی وصلت چرا تاخیر شد؟

داود رزاقی راد




:: بازدید از این مطلب : 692
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 11 خرداد 1393 | نظرات (0)
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


data-aos="flip-right"
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران