شعر مشهور مولوی
پربازدید

شعر مشهور مولوی

کویر افلاک
پربازدید

کویر افلاک

یا فاطمه الزهرا
پربازدید

یا فاطمه الزهرا

وفادار
پربازدید

وفادار

مرحم جان
پربازدید

مرحم جان

شب اخر
پربازدید

شب اخر

سیمرغ
پربازدید

سیمرغ

اشعار عرفانی و مذهبی و اجتماعی

post

 

می‌گویند پسری در خانه خیلی شلوغ‌کاری کرده
 
بود.
 
همه‌ اوضاع رابهم ریخته بود.وقتی پدرواردشد،مادر
 
شکایت او را به پدرش کرد.
 
پدرکه خستگی داشت، شلاق را برداشت.
 
پسر دید امروز اوضاع خیلی بی‌ریخت است،
 
همه‌ی درها
 
هم بسته است، وقتی پدر شلاق را بالا برد، پسر
 
دید
 
کجا فرار کند؟ راه فراری ندارد!
 
خودش را به سینه‌ی پدر چسباند. شلاق هم در
 
دست
 
پدر شل شد و افتاد.
 
شما هم هر وقت دیدید اوضاع بی‌ریخت است به
 
سوی
 
 
خدا فرار کنید.
 
 
«وَ فِرُّوا إلی الله مِن الله»

هر کجا متوحش شدید راه فرار به سوی خداست.

مرحوم حاج اسماعیل دولابی
 
 
 
 - پانیذ نصیریان,محب امام زمان,ژاله ج,پسر  آسمان,فرشته نکویی,تارا محمدی,نگار سامی,مسافر کوچولو ,زهرا جون آریامنش,یاشگین ,ناردانا یوسفی,نازنین اکبری,آنا محمدی,مرتضی ابراهیمی,نسترن مرادی,گیلدا سرمد,مرغ باغ ملکوتم   نیم از عالم خاک,اگر تنهاترین تنها شوم باز خدا هست
 
 

شنبه 21 اردیبهشت 1392 816 بازدید 0 نظر

ارسال نظر

نظرات کاربران

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید