نوشته شده توسط : داود رزاقی راد

کویر

من کویرم در پی باران سراسر آه و آه

همدم تنهایی من آسمان و اشک ماه

عشق آمد با نگاهی عقل و هوشم را گرفت

ترسم از این است ایمانم بگیرد یک نگاه

در فرار از خود نمی دانم کجا باید گریخت

پشت من خم می شود از بار سنگین گناه

بارالها رحمتی کن تا امانتدار تو

سربلند آید برون از امتحان راه و چاه

جنت و دنیا نمی خواهم تورا خواهم تو را

تا که دستم را بگیری بی پناهم بی پناه

داود رزاقی راد

برگزیده از کتاب کویرافلاک

 

 کویر  .... به سوی افلاک




:: بازدید از این مطلب : 596
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 | نظرات (0)
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


data-aos="flip-right"
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران