نوشته شده توسط : داود رزاقی راد

پیک بشارت

دیگر از آن لب خندان اثری نیست که نیست

چون که از پیک بشارت خبری نیست که نیست

در میان همه ی مدعیانت چون من

مست و دیوانه و شوریده سری نیست که نیست

مانده ام گوشه ی بازار که یوسف برسد

چه بمانم که دگر سیم و زری نیست که نیست

همه را دادم و اکنون به طلب آمده ام

دیگر او را به گدایان نظری نیست که نیست؟

عهد کردم که دگر بر ره باطل نروم

مثل من نزد شما توبه گری نیست که نیست

آن سخن را که تو آموخته ای روز ازل

بارها گفتم و اما ثمری نیست که نیست

مثل طوفان همه ی عمر پریشان حالم

همچو من در ره تو در به دری نیست که نیست

داود رزاقی راد

برگزیده از کتاب کویرافلاک

 

خدایا

 




:: بازدید از این مطلب : 541
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : داود رزاقی راد

کویر

من کویرم در پی باران سراسر آه و آه

همدم تنهایی من آسمان و اشک ماه

عشق آمد با نگاهی عقل و هوشم را گرفت

ترسم از این است ایمانم بگیرد یک نگاه

در فرار از خود نمی دانم کجا باید گریخت

پشت من خم می شود از بار سنگین گناه

بارالها رحمتی کن تا امانتدار تو

سربلند آید برون از امتحان راه و چاه

جنت و دنیا نمی خواهم تورا خواهم تو را

تا که دستم را بگیری بی پناهم بی پناه

داود رزاقی راد

برگزیده از کتاب کویرافلاک

 

 کویر  .... به سوی افلاک




:: بازدید از این مطلب : 596
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : داود رزاقی راد

غوغا

شمع می میرد چرا پروانه غوغا می کند؟

این حقیقت را دل دیوانه معنا می کند

بی تمنا می رود موجی به سوی عشق خویش

می شود روزی که ساحل عزم دریا می کند

قطره ی بی تاب از پشت حصار سنگ ها

عاقبت راهی به سوی رود پیدا می کند

ماه تا کی در حجاب ابر پنهان می شود؟

گر بخو اهی تا ببینی دیده بینا می کند

چشمه ها خشکیده ای باران نمی آیی چرا؟

باغبان پژمردن گل را تماشا می کند

مرغ تنهایی که بر کنج قفس خو کرده است

وقت آزادی چرا امروز و فردا می کند؟

داود رزاقی راد

برگزیده از کتاب کویرافلاک

 

 تبریک

 

 

 




:: بازدید از این مطلب : 546
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : داود رزاقی راد

پنجره

باز کن پنجره را صبح در این نزدیکیست

پرده ها را بگشا این همه تاریکی چیست؟

جور دیگر بنگر بر همه چیز و همه کس

گر تو زیبا نگری جمله جهان زیباییست

همگی تشنه ولی تشنه لبان می گردیم

پس بجوییم که آن آب روان کوزه ی کیست

در پی آینه ای باش درون را بینی

که کسی جز تو در آن آینه زندانی نیست

باز کن پنجره را باغ تو را می خواند

چشمه ها متتظر و نور حقیقت جاریست

داود رزاقی راد

برگزیده از کتاب کویرافلاک

 - کویر افلاک,

 




:: بازدید از این مطلب : 625
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : داود رزاقی راد

بهترین رنجیدن

درد من تکرار سرد لحظه های بودن است

عمر خود را در همین تکرار خود پیمودن است

همچو طفل تازه پایی تشنه ی دانستنم

آنچه راضی می کند گاهی مرا پرسیدن است

غیر تو بر دیگری هرگز دمی دل نسپرم

بشنو این سوز سکوتم بدتر از نالیدن است

همچو کوری دیده هایم را ز دنیا بسته ام

بارالها درد من تکرار خود را دیدن است

دست خالی آمدم ایمان به فضلت داشتم

لطف بی پایان تو همواره در تابیدن است

گفته ای هر درد و رنجی امتحانی بر شماست

چون که درمانم تویی این بهترین رنجیدن است

داود رزاقی راد

برگزیده از کتاب کویرافلاک

 - نگار تنها,هیام امیری,باران مهربانی,نغمــ ه آرمـــانـ ـی,رمضان زاده ـ محققان  خداباور,کویر افلاک,مرضیه نوروزی,میرزا حسین خان طناز الرعایا,محمدرضا  علیقارداشی,بـیـتـا   ,احسان جون,لیلا شریف,فرشید سرباز,

 

 

 




:: بازدید از این مطلب : 586
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : داود رزاقی راد

semorg.jpg

وفادارر.jpg

 

 




:: بازدید از این مطلب : 1333
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : داود رزاقی راد

بشارت

باز چشمان من از دوری او تر شده است

حیف از آن عمر که بی بودن او سر شده است

دل بی تاب من از غصه به تنگ آمده بود

با فراقش غم من چند برابر شده است

خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست؟

بی حظور تو جهان بدتر و بدتر شده است

از حقیقت چو بگویم همه محکوم کنند

حرف مستان ریا بر همه باور شده است

من نگویم که مرا کار خطایی نبود

شکر او را که مرا توبه میسر شده است

جمعه ها منتظرم تا که بشارت برسد

که به یمن قدمش کعبه

 

منور شده است

داود رزاقی راد

برگزیده از کتاب کویرافلاک

بشارتت.jpg




:: بازدید از این مطلب : 572
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : داود رزاقی راد

شب آخر

 

عشق آهنگ غریبی دارد

مثل آهنگ غریب دل من

مثل آهنگ غریب همه منتظران

مثل شب مثل سکوت

مثل رنگ سفر خاطره‌ها

شب دراز است و حقیقت بيدار

من به فکر شب آخر هستم

من اگر راه نیابم ز بیراهه روم

یا اگر راه نباشد پرواز

عشق من رنگ عجیبی دارد

رنگ دلخواه دلم بی‌رنگی است

اشک من را همه پنجره‌ها می‌بینند

مستی‌‌ام را همه آینه‌ها می‌فهمند

شب دراز است و صداقت بیدار

من به فکر شب آخر هستم

چشمه‌ها رو به حقیقت جاریست

من پریشانم و از دست خودم دلگیرم

دل من شوق تماشا دارد

پشت هر پنجره‌ای رو به زمان می‌نگرم

چشم دل منتظر آمدنت

دست من نیست که من غمگینم

شب دراز است و محبت بیدار

من به فکر شب آخر هستم

داود رزاقی راد

از کتاب کویرافلاک




:: بازدید از این مطلب : 944
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 19 اسفند 1392 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : داود رزاقی راد

می رسد از سکوت شب صدای سرد اشنا

کسی نشسته گوشه ای زمزمه می کند : خدا



از این دیار خسته ام بنده ی دل شکسته ام

منتظرم بخوانی ام بیا   بیا   بیا   بیا

داود رزاقی راد




:: بازدید از این مطلب : 577
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 02 بهمن 1392 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : داود رزاقی راد

وفادار

با من خسته کسی از ته دل یار نبود  

دل مسکین مرا همدم‌ و غمخوار نبود  

من از ان روز که دیوانه‌‌ی روی تو شدم  

مثل من هیچ کسی عاقل و هوشیار نبود  

هر کسی آمد و زخمی به دل ما زد و رفت  

دل مجروح مرا هیچ خریدار نبود  

همنشین دل من غصه و غم بود فقط  

باوفا بود ولی محرم اسرار نبود  

گفت آن پیک بشارت که طلب کن بدهم  

ولی افسوس مرا جرات گفتار نبود  

آدم ان روز که از حکمت او آگه شد  

سیب را خورد و دگر در پی انکار نبود  

لذت وصل تو را بر دو جهان نفروشم  

تا نگویی که بر آن عهد وفادار نبود

از کتاب کویرافلاک

داود رزاقی راد

 



:: بازدید از این مطلب : 988
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 27 آذر 1392 | نظرات (0)

data-aos="flip-right"
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران